الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
195
شرح كفاية الأصول
حال اگر « عين » در ذهب و فضّه استعمال شود ، استعمال به « شرط شىء » مىشود ، زيرا در اين حالت « عين » علاوه بر معناى « ذهب » ، بر « فضّه » هم دلالت مىكند يعنى معناى ديگر ( فضّه ) در كنار معناى اوّل ( ذهب ) لحاظ شده است ، بنابراين لازم مىآيد كه استعمال لفظ در اكثر از يك معنى جايز نباشد ، چون معلوم است كه ماهيّت « به شرط شىء » با ماهيّت « به شرط لا » تباين دارد ، و استعمال مباين در مباين ، نه حقيقت است و نه مجاز ، بلكه « غلط » مىباشد . البته اگر گفته شود موضوع له « عين » ، عبارت است از كلّ و مجموع ، يعنى : « ذهب با قيد وحدت » بهگونهاى كه قيد وحدت جزء معنى قرار گيرد ، در اين صورت استعمال اين لفظ در « ذهب » بدون قيد وحدت ( جزء ) استعمال مجازى خواهد بود با علاقهء كلّ و جزء ، و اشكالى ندارد ، ولى اين صورت مورد بحث نيست ، بلكه بحث در اين است كه موضوع له « عين » ، جميع باشد ، يعنى « ذهب با قيد وحدت » كه در اين صورت اگر « عين » بخواهد در ذهب و فضّه استعمال شود ( يعنى در اكثر از يك معنا به كار رود ) استعمال صحيح نخواهد بود ( نه اينكه به نحو مجاز ، صحيح باشد ) زيرا در ابتدا فرض شده است كه ماهيّتش به شرط « لا » باشد ( يعنى « عين » فقط براى « ذهب » وضع شده باشد و معناى ديگرى كنارش نباشد ) ، و حال اگر بخواهد علاوه بر « ذهب » ، معناى ديگرى ( فضّه ) را هم برساند ، ماهيّتش به شرط شىء مىشود ( يعنى ماهيّت « عين » ، عبارت مىشود از « ذهب » به شرط مقارنت با « فضّه » ) و معلوم است كه اين دو ماهيّت با يكديگر متباين هستند و استعمال مباين در مباين ، غلط مىباشد . ردّ استدلال صاحب معالم در مورد لفظ مشترك مثنّى و جمع ( و التثنية و الجمع . . . ) استدلال صاحب معالم بر حقيقى بودن استعمال در تثنيه و جمع اين بود كه : چون اين دو در قوّهء تكرار است ، مىتوان آن را در اكثر از يك معنا ، به نحو حقيقت استعمال كرد . مصنّف در جواب به اين استدلال مىگويد : درست است كه مثنّى و جمع در قوّهء تكرار لفظ است ، ولى ظاهر اين الفاظ آن است كه در « يك معنا » به كار مىروند و تثنيه و جمع ناظر به « افراد » همان معنا است . مثلا « عينان » اگرچه به تقدير « عين و عين » است ، ولى ظاهر تثنيه آن است كه اين لفظ در يك معنا ( مثلا چشمه ) به كار رفته است و تثنيه در اينجا نشان مىدهد كه دو فرد از همين معنا ( يعنى دو چشمه ) اراده شده است . چنان كه ظاهر « عيون » هم نشان مىدهد